

به گزارش جماران «منیر الرحمانی» استاد دانشگاه و کاشف ژن بیماریهای چشمی در گفتوگو با خبرنگار ستاد بزرگداشت امام خمینی (س)، گفت: به علت کشف ژنی که در انسان و بر بیماریهای چشمی تاثیر گزار بود برای شرکت در اجلاس «نقش زن در خانواده و اجتماع» در دانشگاه الزهرا از سوی این نهاد دعوت به حضور برای سخنرانی شدم.
وی در رابطه با حضور زنان ایرانی در اجتماع گفت: زمانی که در این اجلاس شرکت کردم آنچه که در رابطه با جایگاه زن در اجتماع کشور ایران در ذهنم وجود داشت به طور کلی عوض شد، چرا که دیدم زنان اجتماع ایران به صورت گسترده شاغل هستند و فعالیتهای اجتماعی بسیار زیاد و پررنگی دارند.
وی به استفاده ابزاری از زنان درجوامع غربی اشاره کرد و اظهار داشت: زمانی که در کشور سوئد برای تحصیل اقامت داشتم با تبلیغات گسترده برای جایگاه زن درجوامع غرب مواجه شدم اما در ادامه متوجه تناقضات بسیاری در گفتههایشان شدم، جوامع غربی از زنان خود استفاده ابزاری میکنند. زمانی که برای این همایش به ایران دعوت شدم متوجه سوء تبلیغات برای بانوان کشورتان شدم، زنانی که در جامعه امروزمشغول فعالیت هستند دارای تحصیلات عالی هستند و در پستهای کلیدی در عرصههای مختلف حضور پر رنگی دارند.
این محقق در ادامه افزود: دستورات الهی که برای جایگاه زن آورده شده در کشور ایران به خوبی قابل رویت است.
دارنده جایزه یونسکو برای کشف ژن حامل بیماریهای چشمی در سال ۲۰۱۲در ادامه به رسوخ افکار بنیان گذار انقلاب اسلامی در جوامع دیگر اشاره کرد و اظهار داشت: پس از سقوط دیکتاتوری تونس متوجه فرهنگی شدیم که آثار امام تا عمق جوامع مختلف رسوخ پیدا کرده است، فرهنگی که نشات گرفته از افکار و اندیشههای امام خمینی (ره) میباشد.
این محقق تونسی در ادامه یادآور شد: اگر با اشخاصی که در رده سنی من باشند صحبت کنید شاید آشنایی زیادی با امام خمینی (ره) نداشته باشند اما کسانی که سن پایین تری دارند توانستهاند ارتباط بسیار خوبی با افکار و اندیشههای امام خمینی (ره) بر قرار کنند و با شخصیت ایشان آشناشوند.
وی در رابطه با داشتن حجاب و اختیار کردن آن در تونس گفت: از زمانی که ما (گروهی از زنان و دختران) حجاب را اختیار کردهایم لقب «خمینیها» را به مااطلاق کردهاند، چرا که باوردارند ما به علت آشنایی با افکار امام خمینی (ره) حجاب را برای خود برگزیدهایم.
این محقق علم ژنتیک به تاثیر افکار امام خمینی (ره) بر انقلابهای منطقه اشاره کرد و اظهار داشت: انقلابهایی که در منطقه رخ داده است بر اثر فشارهای مالی، روحی، روانی و فرهنگی بر اجتماع مردم بوده است. در این بین جنبشهای اسلام گرایانه ایی هم تشکیل شد که بیشتر اعضای آن را جوانها تشکیل دادهاند و باور آنها بر این اعتقاد استوار است که انقلابهای منطقه از انقلابی که ۳۲سال پیش در ایران رخ داده نشات گرفته است.
وی اظهارامیدواری کرد تا همکاری بین تونس و ایران ادامه پیدا کند و گفت: آرزو دارم همکاری ایران وتونس استمرار پیدا کرده و موانع اتحاد کشورهای اسلامی از بین برداشته شود.
سازمان جاسوسی آمریکا با اعلام این خبر می افزاید: زنان ایرانی با دارا بودن 1.87 فرزند در مکان 144 ام جدول جهانی قرار می گیرند.
این در حالی است که حتی اسرائیل با رتبه 75،آفریقای جنوبی 97، برزیل 106، ترکیه 110، فرانسه 118 ، آمریکا 122، انگلیس 137 در مکان های بالاتر از ایران قرار می گیرند.
سی آی ای با مقایسه نرخ کل زاد و ولد در کشور های مختلف گزارشی را منتشر کرده است که پتانسیل برای تغییر جمعیت در کشورها را نشان می دهد و این آمار برای متوسط تعداد کودکان که به ازای هر زن به دنیا آمده است، خواهد بود.
گفتنی است نرخ باروری کل ( TFR )اندازه گیری سطح باروری مستقیم از میزان تولد خام است که به زاد و ولد در هر زن اشاره دارد و نرخ دو کودک در هر زن در نظر گرفته شده است.
نرخ بالای دو فرزند نشان می دهد جمعیت رو به رشد و متوسط سن رو به کاهش است .
از حوالی دهه چهل شمسی نظام شاهنشاهی با همکاری موسسات مهندسی اجتماعی غرب، شروع به پیاده کردن برنامه کنترل و تنظیم جمعیت در ایران کرد. امروزه واضح شده است که با نداشتن جمعیت کافی، رشد علم و اقتصاد در یک کشور با مانع جدی روبرو خواهد شد و باعث رشد مهاجرت بدان کشور شده و باعث التقاط فرهنگی و در نتیجه غلبه فرهنگ های رقیب بر آن کشور می شود.
این درحالی است که لذا بوش با کنترل جمعیت آمریکا مبارزه کرد و جمعیت آمریکا در صد سال گذشته با تکثیر موالید و باز گذاشتن مهاجرت همفکران به امریکا، حدود یکصد میلیون نفر افزایش یافته است و این مطلب به عنوان یکی از مولفه های راهبردی قدرت در آنجا مطرح است. اسرائیل و قدرت های اروپایی نیز سیاست های جدی تشویق به زاد و ولد را در پیش گرفته اند و اسرائیل در این زمینه از همه پیشی گرفته است.
متأسفانه بسیاری از کارشناسان جمعیت در کشور ما به سادگی از همه مسایل و واقعیت های موجود در بحث کنترل جمعیت گذر چشم پوشی کرده اند. آنان کنترل جمعیت، تنظیم خانواده و بهداشت زادآوری را دقیقاً در همان الگوی غربی، با همان دلایل و با همان راهبردها و منابع پی می گیرند.
برای مثال رئیس انجمن تنظیم خانواده در سال 1376 در مصاحبه ای که به مناسبت روز جهانی جمیعت ایراد کرد، گفت: باید درنظر داشت، موضوع تنظیم خانواده، کنترل جمعیت نیست؛ بلکه تنظیم خانواده شامل مواردی از قبیل بهداشت باروری، ترغیب مردان به مشارکت در برنامه های تنظیم خانواده، ارتقای موقعیت زنان از جنبه های گوناگون استقلال مالی، سواد، مشارکت آنان در تصمیم گیری به خصوص تصمیم گیری در مورد تعداد بچه ها و فاصله بارداری- است. چون محور توسعه سلامت است و محور سلامت، ارتقای زنان.»
چنانچه ملاحظه می شود در عبارت فوق بهداشت باروری به اندازه خود کنترل جمعیت اهمیت یافته است. در حالی که این واژه بومی سازی نشده است. تلقی عرف جهانی از بهداشت باروری این است که این سیاست بهداشتی به دلیل رواج روابط جنسی غیر ایمن، ضرورت دارد. روابطی که از سنین پایین نوجوانی و در خارج از چارچوب خانواده، پدید می آیند. علاوه بر آنکه در عبارت مزبور، ارتقای موقعیت زنان درتمام شاخص های مورد نظر جنبش زنان در غرب، مورد تایید قرار گرفته است و هیچ گونه بومی سازی یا رویکرد دینی در آن به چشم نمی خورد.
از سوی دیگر در نگرش داخلی جمعیت شناختی، دائماً آمار جامعه جهانی که مبتلا به اباحیگری جنسی، سقط های پی در پی جنین، اشتغال فزاینده زنان، بحران خانواده و انواع بیماری های مقاربتی هستند بر مباحث کنترل جمعیت سایه می افکند؛ یعنی وضعیت جوامع دیگر، برنامه ریزان داخلی را وادار به اتخاذ تصمیم های شتابزده می کند.
برای مثال ممکن است که ما نیز در داخل کشور، بارداری های ناخواسته داشته باشیم که سلامت مادران نوجوان را به خطر می اندازند؛ اما مادران نوجوان (15 تا 19 ساله) در کشورهای اسلامی، نظیر کشور ما غالباً ازدواج کرده اند؛ در حالی که مادران نوجوان کشورهای صنعتی به خصوص ایالات متحده امریکا، ازدواج نکرده اند و بارداری های آن ها علاوه بر تاثیرگذاری بر جمعیت، پیامدهای فراوان دیگری نیز دارد. بنابراین ملاحظه متغیرهای فرهنگی ـ اجتماعی جامعه اسلامی ما در تحلیل ها و نتایج و برنامه ریزی بسیار مؤثر است.
متاسفانه تاثیرپذیری مسئله تنظیم خانواده یا کنترل جمعیت یا بهداشت باروری از روند غربی آن به همین جا هم خاتمه نمی یابد. این جریان در کشور ما وامدار برنامه های کنترل جمعیت، سازمان های بین المللی است. انواع کمک های مالی و برنامه ای که نهادهای داخلی دولتی و غیردولتی از سازمان های مزبور می ستانند بر تعهدات این دستگاه ها و در جهت برآورده کردن خواست و اهداف سازمان های مربوطه می افزاید.
رئیس انجمن تنظیم خانواده در سال 1376 تصریح کرده بود که انجمن های تنظیم خانواده جمهوری اسلامی از نظر مادی به کمک های فدراسیون انجمن های خانواده دنیا(IPPE) متکی است و تا به حال کمک های مالی از مردم کشورمان دریافت نکرده ایم.
بدیهی است که هر چه اقبال داخلی، نسبت به سیاست های جهانی بیشتر باشد از آنسو دلیل کافی برای ترویج فرهنگ کنترل جمعیت بر مبنای الگوی غربی وجود دارد. مصلح الدین نماینده صندوق جمعیت سازمان ملل متحد اظهار می دارد: «بهداشت باروری نوجوانان از ملاحظات دارای اولویت است. باتوجه به زمینه های اجتماعی، فرهنگی غالب در هر کشور، هدف صندوق سازمان ملل اطمینان از این امر است که اطلاعات و مراقبت های مربوط به بهداشت باروری در اختیار نوجوانان قرار می گیرد که بتوانند مسئولانه تصمیم گیری کنند.»
اگرچه در عبارت فوق، توجه به زمینه های اجتماعی، فرهنگی هر کشور مورد نظر قرار گرفته است؛ اما روشن است که توجه به این زمینه ها جهت کم کردن تنش های بومی، ملی و دینی مردم هر سامان است تا اجرای مقاصد سازمان مزبور با مشکلات کمتری روبه رو شود.
به وضوح تغایر فرهنگ غالب جهانی با فرهنگ داخلی در عبارت فوق مشهود است. در کلمات نماینده صندوق جمعیت، اقتدار والدین به کنترل روابط جنسی فرزندان کاملاً نادیده گرفته شده و نوجوانان مستقلاً اطلاعات مزبور را دریافت کرده اند تا خود مسئولانه در مورد عواقب روابط جنسی - و نه خود روابط- تصمیم گیری کنند
به بیان آمارها، حضور قریب به 500هزار ایرانی در امیرنشین امارات و فعالیت حدود 400هزار شرکت سرمایه گذاری ایرانی به ارزش 300 میلیارد دلار در این کشور، از سویی ضرورت تعریف یک جایگاه حقوقی را برای ایرانیان در مجامع بین المللی حقوق بشری در ذهن تداعی می کند و از دیگر سوی نقش تجار ایرانی را در رشد اقتصادی امارات در تمام سال های قبل و بعد از تاسیس این کشور نوپا، برای دولتمردان عربی امارات محرز می کند.
اما با کمال تاسف تاکنون نه حقوق این قشر از هموطنانمان در نهادهای حقوق بشری به رسمیت شناخته شده و نه در نزد اعراب اماراتی از جایگاهی در خور بهره برده اند، تجار و بازرگانانی که بدور از هرگونه گرایشات سیاسی و فعالیت های حزبی، تنها و تنها به کار و کسب و تجارت در این امیرنشین مشغول بوده و هستند.
تجار ایرانی به زعم فعالان اقتصادی در تمام 40 - 50 سال گذشته منشا خدمات ارزنده ای برای اماراتی ها بوده اند که بسیاری از این ایرانیان که از شهرهای جنوب فارس و استان هرمزگان هستند امروز در بدنه جمعیتی بومیان امارات جای گرفته اند، همچون بومیان از حقوق شهروندی برخوردارند و در مشاغل دولتی آن کشور نقش موثری دارند و در آمار جمعیتی آن کشور محاسبه می شوند.
جامعه ایرانی امارات این را از تعامل شیخ فقید امارات زاید آل نهیان با ایرانیان و تجاری می دانند که سنگ بنای توسعه امارات را در 60 سال گذشته نهاده اند. در سالهای قبل از تاسیس و استقلال این کشور که حتی بخش سکنه دار این کشور، هنوز از آب و برق محروم بوده ، تجار هرمزگانی و جنوب فارسیهای فعال اقتصادی و بازرگانان، روزگار سختی را پا به پای شیوخ بنیانگذار امارات گذرانده اند در حالی که آن سالها به دلیل نبود امکانات رفاهی و آب و برق، خانواده های تجار، در ایران سکونت داشتند.
فعالیت های تجاری بازرگانان ایرانی در سالهای دهه 40 و 50 آنچنان برای مسئولان امارات حیاتی بوده که مسئولان وقت در سال های استقلال این کشور و اتحاد شیخ نشین های امارات در برابر ادعای امیر راس الخیمه که خواهان قطع ارتباطات اقتصادی و فرهنگی با ایرانیان بوده نادیده می گیرند.
نقش پررنگ تجار ایرانی در توسعه زیربنایی امارات در سال های قبل و بعد از 1972 بر هیچ کس پوشیده نیست و تعامل امیر فقید امارات با ایرانیان به خودی خود مؤید این گفتار است. اما اینکه در سال های پس از وفات زاید، سیاست های داخلی امارات دستخوش چه نوع برداشت ها و سلیقه هایی شد کلید واژه ی مبحث پیش روست.
در سال های آخر عمر امیر امارات، نحوه برخورد با ایرانیان متاثر از جریان های منطقه ای هر سال بر موجی از حوادث سوار می شد و زندگی این قشر از ایرانیان مهاجر را تحت تاثیر قرار می داد.؛ بر نحوه صدور روادید ایرانیان هر سال در اداره گذرنامه امارات متحده عربی، بندی از قانون و یا تبصره ای افزوده می شد. نحوه رفتارهای مسئولان اجرایی امارات در تمام این سال ها و پس از وفات زاید آل نهیان به حدی جامعه مهاجر ایرانی را نگران کرده بود که کوچک ترین رویداد منطقه ای بر زندگی خانواده های ایرانی در این کشور جهان سومی تاثیر می گذاشت.
نحوه برخورد سلیقه ای برخی از امیرزادگان با جامعه ایرانی ساکن امارات، نگرانی عمیقی را به بدنه جمعیتی ایرانیان در این کشور وارد کرده است. این قبیل برخوردها برای آن دسته از ایرانیانی که در اثر کوچک ترین گناه، و بعضا بی گناه، تمام زندگی، حیثیت و اعتبار اجتماعی و اقتصادی خود را به دستور مستقیم امیرزادگان در ابوظبی و یا تعمیم سلیقه های فردی آن ها به بدنه دستگاه های اجرایی، از دست داده اند، جلوه ای ملموس تر دارد.
وضعیت این گونه وقتی دردناک تر می شود که نهادهای حقوق بشری کمتر سخنی در این باره بر زبان جاری نمی کنند و یا حتی یک بار بیانیه ای در این مورد صادر نکردند. تقریبا می توان گفت دغدغه های زندگی این قشر از مهاجران ایرانی که در محدوده جغرافیایی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس قرار گرفته اند همواره از دید مجامع بین المللی و حقوق بشری پنهان مانده است.
اگرچه وضع قوانین مربوط به اداره های مهاجرت و سازمان کار امارات متحده عربی، ضرب المثل مشهور «چهاردیواری، اختیاری» را در ذهن تداعی می کند ولی تبعات وضع برخی از این قوانین، بر کار و کسب تجار و به تبع آن بر اعتبار اجتماعی و حیثیت اقتصادی تجار غیربومی تاثیرات منفی داشته است؛ از جمله این موارد می توان به اجبار بر ضرورت وجود یک شریک بومی در دریافت جواز کسب اشاره کرد. این در حالی است که شریک تجاری وطنی هیچ نقشی در تامین سرمایه نداشته و از سویی بخش عظیمی از سرمایه واحد تجاری را طبق قانون سهیم است.
این موضوع در پی تغییر نگرش هایی که امروز حاصل شده می تواند وضعیت بغرنجی را در وضعیت تجار ایرانی فعال در امارات بوجود آورد.
در موارد قریب به اکثریت که نام تاجر غیروطنی در جواز کسب قید نشده، مالکیت کل سرمایه آن واحد تجاری، از آن شریک وطنی است. اگرچه این موضوع به صورت صوری بین تجار و شرکای وطنی معمولا جا افتاده و در اکثریت قریب به اتفاق، بدلیل حس همکاری و حسن نیت اماراتی ها که ریشه در مشترکات فرهنگی و دینی و پیشینه فعالیت علی الخصوص ایرانیان در امارات دارد، کمتر مشکلی بروز می کند و این نوع شراکت ها تنها در حد شراکت صوری برای رفع و رجوع امور اداری صورت می گیرد ولی در مواردی که اندک هم نبوده، گلایه ها و شکایت هایی از سوی برخی تجار ایرانی به گوش مجامع بین المللی نیز رسیده است. در تشریح این موضوع مراد از شراکت در ملک واحد تجاری نیست بلکه سرمایه ای اعم از نقدی یا غیر نقدی است که جهت فعالیت اقتصادی در چرخش است.
ملک تجاری متعلق به شخص ثالثی است که در قبال پرداخت اجاره به مستاجر واگذار شده و مورد بحث نیست.
نگرانی تجار ایرانی از عدم صدور مجدد روادید جهت اقامت و یا فعالیت تجاری در این کشور عربی است. اگرچه این روزها دولت امارات برای توجیه امر، تبعه هایی از برخی کشورهای دیگر از جمله عراق، پاکستان و حتی یمن نیز در لیست اخراجی ها قرار داده ولی آنچه جامعه ایرانی ساکن امارات را نشانه رفته است، شدت برخورد با ایرانیان و عدم صدور مجدد ویزای اقامت برای تنها ایرانیان است تا جایی که شنیده می شود حتی نوزادانی که این روزها در خانواده های ایرانی ساکن امارات به دنیا می ایند ممکن است بدون ویزا بمانند.
دیگر قوانین مربوط به سازمان های داخلی مذکور در نوع اقامت هاست که علیرغم قوانین رایج در کشورهای اروپایی و بسیاری از کشورهای دنیا، که پس از دوره پنج ساله سکونت، بر اساس شرایط ویژه، شانس اقامت دایم را به افراد مقیم می دهد، متاسفانه چنین چیزی در این کشور رایج نیست و چه بسا در نحوه برخوردهای اداری و سازمانی نیز با افرادی که حتی چندین دهه در این کشور به دفعات تمدید اقامت کرده اند، تمایزی دیده نمی شود. این موضوع همواره از نگرانی های جدی فعالان اقتصادی این کشور بوده که چه بسا دیده شده افرادی پس از سه یا چهار دهه فعالیت اقتصادی، در اثر یک خطای جزیی، از آن کشور اخراج شده اند و به تبع آن دچار بسیاری از مشکلات اقتصادی و قروضی شده اند که اعتبار و حیثیت اقتصادی و اجتماعی این کاسبان شریف را نشانه رفته است. مراد از خطا در این مبحث، جرم مشهود نیست ممکن است در اثر یک خطای بسیار جزیی که در این یک دهه اخیر مخصوصا مسائل ناسیونالیستی ایرانیان هم مزید بر ستاره دار شدن افراد بوده است که در مراجعات اداری همواره باعث دردسر گشته است.
از ژانویه 2011 مدت اقامت برخی از تبعه های خارجی از سه سال به دو سال کاهش یافت، گفته می شود این قانون با واکنش سرکنسول هندوستان روبرو شده بود که متعاقباً در مورد تبعه های هند در حد سه ساله سابق ثابت ماند.علی الخصوص تبعه های ایرانی این روزها هیچ گونه تضمینی از تمدید اقامتشان در پایان دوره دو ساله حتی برای خود نمی بینند. از جمله دلایل این نگرانی ها می توان به موج اخراج ایرانیان در این روزها از سوی دولت امارات اشاره کرد. اگر وزارت امور خارجه آمار دقیقی را از اخراج ایرانیان در روزهای اخیر اعلام کند، مسلماً علت نگرانی جامعه ایرانی مقیم امارات را بهتر می توان درک کرد.
اگرچه مهلت های قانونی برای خروج از کشور نیز باید مدنظر داشت که برخی از این افراد در انتظار مهلت یک هفته ای برای خروج بسر می برند. این عده یا در زندان ها مانده اند و یا با قید ضمانت در بیرون از زندان آخرین روزهای اقامتشان در امارات، سپری می کنند.
واهمه از مراجعات اداری
به گزارش خبرنگار مهر این روزها ایرانیان مقیم امارات از مراجعات اداری واهمه دارند، از سویی برخورد تحقیرآمیزی که در نحوه برخورد با ایرانیان داشته اند این روزها شدت گرفته و از دیگر سوی در صورت مشاهده کمترین مشکل جزیی در سوابق آنان، ابطال اقامت این دسته از هموطنانمان را بدنبال دارد. در حالی که سابقا چنین چیزی نبوده است.
از جمله این موارد می توان به ابطال اقامت آن دسته از افرادی اشاره کرد که بنا بر عادت معمول همیشگی وقتی از مهلت دوساله اقامتشان می گذشت ولو پس از چندین ماه و چندین سال، با مراجعه به دادگاه در قبال پرداخت مبلغی کمتر از یک هزار درهم، حل و فصل می شد در حالی که امروز یکی از چالش های پیش روی ایرانیان همین موضوع است که اگر چنانچه یک روز از مهلت اقامتشان گذشته باشد، با مهر ابطال بر اقامت و اخراج از کشور امارات روبرو می شوند.
این نگرانی ها وقتی افزایش می یابد که شنیده می شود شبکه های اجتماعی امارات خبر از اخراج قریب الوقوع دو هزار نفر ایرانی داده است. تبعات این حادثه برای آن دسته از تاجران ایرانی و صاحبان شرکت هایی که در جواز کسب نامی از آنها قید نشده و تنها نام شریک وطنی نوشته شده، بسیار گران است.
اینجاست که ضرورت توجه مجامع بین المللی و نهادهای حقوق بشری احساس می شود. اینان تاجرانی هستند که به فعالیت اقتصادی مشغولند در حالی که از طرف قوانین موضوعی امارات به عنوان صاحبان شرکت و یا تاجر به رسمیت شناخته نمی شوند و در پرونده آنان به عنوان کارگر، امین صندوق، بازاریاب و... ثبت شده است.
ضرورت ایجاد زیرساختهای سرمایه گذاری در مناطق آزاد/ بازگشت سرمایه گذاران ایرانی
ضرورت هایی که تحلیل گران قشمی همواره به آنها اشاره می کنند اجرایی کردن تمامی مصوبات رئیس جمهوری در قشم است. پروژه هایی که ناتمام مانده اند و یا بخش هایی که قرار است ظرف یکی دو سال آینده به اتمام برسند به زعم کارشناسان اقتصادی، لازم است با تجمیع نیرو در حداقل زمان اجرایی شوند.
یکی از منافع توسعه اسکله کاوه برگشت هزینه های ایرانیان بابت ترانزیت کالاهایی است که با کشتی های 100 هزار تنی انجام می شود، و به بیان آمارها چیزی در حدود سه میلیارد دلار در سال، منفعت اقتصادی برای اماراتی ها دارد. در حالی که یکی از اهداف توسعه اسکله کاوه بارگیری و باراندازی این نوع کشتی ها در این اسکله بوده است. ولی همچنان در اغما بسر می برد.
ضرورت توسعه همه جانبه قشم که همواره از دغدغه های فعالان اجتماعی جنوب کشور بوده امروز بیش از پیش احساس می شود. وضعیت خطیر امروز، مسئولیت منطقه آزادی ها را دو چندان کرده است.
کارشناسان معتقدند توسعه قشم بدور از شعارها و هیاهوهای تبلیغاتی اگر جلوه واقعی به آن داده شود امروز بهترین بستر جذب سرمایه های ایرانیان از امارات است.
در حال حاضر جامعه قشم در بسیاری از بخش های خدماتی رنج می برد، برخی از مدیران میانی متاسفانه در این سالها به جای خدمات رسانی اصولی، شعار محوری را پیشه کرده اند، واقعیت ها و پتانسیل ها را به فراموشی سپرده اند و تمام دغدغه مدیریتی برخی از این مدیران، تبدیل به رویارویی با جامعه محلی شده است.
احداث پل خلیج فارس و اجرای طرح توسعه اسکله کاوه از جمله گزینه های نخست توسعه قشم است که متاسفانه با حرکت های لاک پشتی منطقه آزادی ها، این طرح های ملی همچنان در هاله ای از ابهام فرو رفته است.
گسیل کارشناسان و مدیران تراز اول اقتصادی کشور به شهرهای مرزی همچون جزایر، بندرعباس، بوشهر و بسیج همگانی مدیران بدور از شعارهای تبلیغاتی، بهترین وجه رویارویی با موارد پیش روست. کارشناسان، نظارت مستقیم سازمان بازرسی کل کشور و رسانه های منتقد را از مولفه های اساسی توسعه در شهرهای تجاری و گردشگری مرزهای کشور می دانند.
با وجود اینکه نگاه دولت در سالهای اخیر نگاه مثبتی بوده و طرح ها و مصوبات بسیاری را راهی جزیره قشم کرده، ولی متاسفانه عملکرد برخی مسئولان و عدم اجرای بسیاری از این طرح ها می رود تا خدمات ارزنده دولت را کم رنگ جلوه دهد که این موضوع بازنگری جدی دولت در ترکیب مدیریتی جزیره قشم از پایین ترین رده مدیریتی تا سقف فوقانی را می طلبد.
به گفته تحلیل گران مسائل اجتماعی قشم، طرح جامع ارتباطی خلیج فارس، مصوبه بیمارستان 96 تختوابی، آب شرب و مسکن مهر قشم از جمله خدمات ارزشمند دولت نهم و دهم برای مردم جزیره قشم بوده است.
متخصصان امور امنیتی، هم در دولت ایالات متحده و هم در صنایع بخش خصوصی مدتها است از درونمای نبرد سایبری با چین یا روسیه میهراسند. این دو کشور از توانایی انجام حملات ویرانگر به شبکههای کامپیوتری (که بعضا کنترل تاسیسات مهمی چون شبکه انرژی یا سیستم مالی را بر عهده دارند) برخوردارند.
این متخصصان در حال حاضر با تهدید جدیدی در عرصه سایبری روبرو شدهاند: ایران.
جفری کار، کارشناس نزاع سایبری (cyberconflict) و مشاور وزارت دفاع ایالات متحده در این زمینه میگوید: ایران منابع و توانمندیهای لازم برای تبدیل شدن به بازیگری اصلی در عرصه نبرد سایبری را در اختیار دارد.
اگرچه تخصص سایبری ایران هنوز در حد چین و روسیه نیست؛ اما برخلاف این دو کشور، در حال منازعه با ایالات متحده بر سر برنامه هستهای خود است و احتمال خصومت آن با آمریکا بسیار زیاد است.
آیا چنین شرایطی میتواند ایران را به حمله سایبری علیه ایالات متحده ترغیب کند؟
دیمیتری آلپروویچ، محقق امنیت سایبری تصریح میکند: آنچه آنها [ایرانیان] میتوانند در صورت تحریک انجام دهند، نگرانیهای زیادی را پدید آورده است. اگر بر این باور باشند که حکومتشان در معرض تهدید است و یا اینکه ممکن است مورد تهاجم واقع شوند، [ممکن است به این فکر بیفتند] که چطور میتوانند سلاحهای سایبری را به کار گیرند، یا این که چگونه از چنین حملهای جلوگیری کرده و یا آن را - با روشی که برای آنها از راه نظامی ممکن نیست - تلافی کنند.
قابلیتهایی با رشد چشمگیر
پیشتر در سال جاری، جیمز کلاپر مدیر اطلاعات ملی در جلسه استماع کنگره اظهار داشت: در حال حاضر، ایران برای ترتیب دادن حمله در ایالات متحده آمادهتر از گذشته است. وی خاطرنشان کرد: قابلیتهای سایبری این کشور، در سالهای اخیر رشد قابل ملاحظهای داشته است.
به عنوان مثال، مقامات ایرانی نشان دادهاند از توانایی چشمگیری در کنترل ارتباطات آنلاین مخالفان برخوردارند. آنها ارتش سایبری ایران را سازماندهی کرده و هکرهای حامی دولت را در آن به کار گرفتهاند. این گروهها برای از کارانداختن توییتر، فیلتر کردن وبسایتها و انجام حملات سایبری از داخل ایران در نظر گرفته شدهاند.
کار، مولف کتاب "درون جنگ سایبری" میافزاید: در صورتی که هکرهای ایرانی توانمندی بالاتر از حد معمولی از خود نشان داده باشند، عقل سلیم حکم میکند که دولت ایران نیز حداقل از همین توانمندی و یا احتمالا بیش از آن برخوردار است. آنها قطعا از منابع مالی و ارادهای چنین کاری برخوردار و به برخی از بهترین مدارس در سراسر دنیا برای آموزش مهندسین خود دسترسی دارند.
بیشترین ترس ایالات متحده از امکان نفوذ مهاجمان سایبری به سیستمهای کامپیوتری (کنترل کننده تاسیسات حساس و حیاتی مانند شبکه برق) و از کار انداختن آن است. بنا به اعلام کارشناسان امنیت سایبری، در حال حاضر چنین اقدامی احتمالا فراتر از توانایی ایران است. اما رویکردی که کمتر جاهطلبانه مینماید، نفوذ به سیستم بانکی ایالات متحده و دستکاری اطلاعات مالی است. آلپروویچ که شرکت جدید وی با نام کراود استریک بر تهدیدات سایبری ناشی از کشورها متمرکز است، عقیده دارد که ایران در حال حاضر از توانمندی چنین حملهای برخوردار است.
وی میافزاید: در صورتی که ایران بتواند به این سیستمها نفوذ کند و دادههای ذخیره شده در آنها را دستکاری کند، این امر علاوه بر برجای گذاشتن خرابیهای گسترده، اثرات مخرب آن تا مدتها باقی خواهد ماند.
مخاطرات حمله سایبری
ژنرال جیمز کارترایت، سرهنگ بازنشسته نیروی دریایی و معاون پیشین ستاد مشترک ارتش ایالات متحده میگوید: ایران نیز مانند اکثر کشورها، خواهان توسعه توانمندی سایبری خود است. به همان دلیلی که خواهان توانمندی هستهای – به مثابه سپر دفاعی- است.
این گزارش مدعی می شود: ولی برخورداری از زرادخانه سایبری که عمدتا برای ایجاد بازدارندگی به کار برده میشود، الزاما به این معنی نیست که ایران چنین تسلیحاتی را در اختیار گروههای تروریستی –گروههایی که با تردید کمتری این سلاحها را به کار خواهند گرفت- قرار نخواهد داد.
کارترایت در ادامه میافزاید: هر کشوری میتواند به توانمندیهای تهاجمی دست یافته و به سهولت آن را در اختیار افرادی قرار دهد که قصد کاربرد آن را دارند و از این سلاحها بیشتر به عنوان شمشیر استفاده میکنند تا سپری دفاعی و این چیزی است که افراد را –چه در مورد تسلیحات سایبری و چه تسلیحات هستهای– نگران میسازد. [آنها میتوانند بگویند] ما آن را فقط برای شما ایمیل میکنیم و میدانیم آمریکاییها را دوست ندارید. از این ابزار میتوانید استفاده کنید.
حزبالله لبنان یکی از نامزدهای مشخص چنین نقل و انتقالاتی است. عوامل حزبالله تاکنون از ابزار سایبری برای شناسایی جاسوسان درون ردههای خود و حمله علیه اسرائیل بهره جستهاند.
فرانک کیلوفو، مدیر موسسه سیاست امنیت داخلی در دانشگاه جورج واشنگتن عقیده دارد: سوابق زیادی وجود دارد که نشان میدهد ایران آمادگی آشکاری در کاربرد گروههای تحتالحمایه خود برای اهداف تروریستی دارد. دلایل بسیار اندکی میتوانیم ذکر کنیم که موجب تردید ایران در استفاده از گروههای تحتالحمایه خود برای حمله سایبری علیه دشمنانش شود.
پاتریک میهن (نماینده جمهوریخواه از ایالت پنسیلوانیا)، سرپرست کمیته فرعی اطلاعات و ضد تروریسم میگوید: ما میدانیم که [ایرانیها] در صورتی که در تنگنا قرار گیرند، به پارهای اقدامات دست خواهند زد و واقفیم که از چنین توانمندی برخوردارند و فکر میکنم که تلاش برای ارزیابی میزان این توانمندی، عملی واقعبینانه است.
مقامات اطلاعاتی ایالات متحده حاضر به اظهار نظر بیشتر پیرامون توانمندی سایبری ایران نشدند، هرچند به طور کلی به وجود چنین تهدیدی اذعان دارند.
جان برنان، مشاور ضد تروریسم کاخ سفید نیز عقیده دارد: تعدادی از کشورها توانمندیهای سایبری خود را توسعه دادهاند و در میان آن کشورهایی به چشم میخورد که روابط متشنجی با ایالات متحده دارند. ما این نکته را مدنظر داریم. لازم است که ما در برابر کشوری که هم از توانمندی سایبری برخوردار بوده و هم قصد [استفاده از] آن را دارد، هر اقدام ممکنی را برای پیشگیری از وقوع چنین حملهای انجام دهیم.
برچسبها: ایران, جنگ سایبری, آمریکا
به گزارش مشرق، پس از حوادث یازده سپتامبر، دولت آمریکا به بهانه مبارزه با تهدیدات تروریستی فرا رو، قانونی تحت عنون قانون میهن دوستی آمریکا را به تصویب رساند تا کنترلهای امنیتی خود را افزایش دهد. این لایحه بدعتی امنیتی در تاریخ آمریکا و در تاریخ روابط بین الملل بود که طی مدت زمانی اندک لایحهای با حجم بیش از دویست صفحه را به تصویب رساندند. این لایحه مقررات سختتری را برای مهاجرت، اقامت و تابعیت مهاجران غیرآمریکایی وضع میکند و امکان هرگونه اقدام پیشگیرانه در داخل آمریکا را به بهانه تأمین امنیت، به قوه مجریه میدهد.

نمودار وضعیت اینترنتی مصر در روز 27 ژانویه. حدوداً از ساعت 22:30 کل اینترنت این کشور توسط دولت قطع شد
* فضای سایبر؛ دارایی ملی آمریکا
ده سال پس از
این حادثه، دولت آمریکا بار دیگر اقدامی مشابه را این بار در فضای سایبر در دست
انجام دارد. پس از تحولات مصر و اقدام دولت سرنگون شده این کشور در قطع اینترنت
برای جلوگیری از سازماندهی معترضان، دولت آمریکا نیز به این فکر افتاد تا امکان
اقدامی مشابه را در سطح جهانی برای خود فراهم کند. بر این اساس سناتور جو لیبرمن،
سوزان کالینز و تام کارپر لایحهای 200 صفحهای را با عنوان لایحه امنیت سایبری تقدیم کنگره کردند. عنوان دقیق
این لایحه، "قانون حمایت از فضای سایبری به عنوان دارایی ملی" است که تشکیل
دفتر سیاستگذاری فضای سایبر در دفتر ریاست جمهوری و "مرکز ملی امنیت سایبری و
ارتباطات" در سازمان امنیت ملی آمریکا یکی از بندهای این لایحه است. وظیفه
این بخش، کنترل تمام ورودیها و خروجیهای درگاه اینترنت از طریق شرکتهای سرویس
دهنده اینترنت است.
بر اساس دو قانون ياد شده، دولت باراک اوباما نيز همچنان اقدام نظامي عليه كشورهاي ديگر يا عليه گروه هاي مخالف غيردولتي (يا تروريستي) در مناطق مختلف جهان را، آنچنان كه دولت بوش مورد پذيرش و عمل قرار داده بود، دنبال مي كند و در اين رابطه، نه تنها خود را نيازمند تصويب قطعنامههاي سازمان ملل متحد و اقدام ها و بررسي هاي بين المللي نميداند، بلكه دفاع پيشگيرانه و نيز حمله «پيش دستانه» را نيز حق خود مي داند، امري كه در تناقض آشكار با منشور ملل متحد است كه بر اساس آن، هيچ كشوري اجازه ندارد جز در حالت دفاع مشروع، دست به اقدام يك جانبه نظامي بزند.

سوزان کالینز٬ جو لیبرمن و تام کارپر سه سناتوری که لایحه" قانون حمایت از فضای سایبری به عنوان دارایی ملی" را تقدیم کنگره کردند.
* Kill Switch ؛ مهمترین بخش لایحه امنیت سایبری
یکی از مهمترین بخشهای لایحه امنیت سایبری که جنجال بسیاری نیز بدنبال داشته، کلید قطع اینترنت یا Internet Kill Switch است. براساس این بند از لایحه، درصورت تصویب، رئیس جمهور آمریکا میتواند در شرایط اضطراری مانند حملات سایبری به تأسیسات و زیرساختها، بخشی از ورودیهای شبکه جهانی اینترنت به آمریکا را مسدود کند و به طور کلی با ابلاغ به سرویس دهندههای عمده اینترنت جهان – یاهو، گوگل و ... -، سرویس دهی آنها را متوقف نماید. این قسمت از لایحه از نظر فنی و سیاسی بیشترین بحثها را تا کنون در پی داشته است. کارکرد kill switch بدین صورت است که در مقیاس کوچک، در صورت وجود احتمال حمله سایبری، دولت آمریکا ارتباط یک زیرساخت – مانند نیروگاه- با شبکه جهانی را بطور کامل قطع خواهد کرد. و یا تمامی ورودی ها و خروجیهای آن را بطور کامل رصد کرده و کنترل مینماید. این بخش از این قانون انتقادات فراوانی را برانگیخته، چرا که منتقدین و کارشناسان فضای سایبر این اقدام آمریکا را مصادره کنترل اینترنت دانسته و این قانون اینترنت جهانی را دارایی ملی ایالات متحده فرض میکند.

مصاحبه لیبرمن با شبکه سی ان ان درباره لایحه امنیت سایبری
وی در این مصاحبه عنوان می کند که طرح قطع اینترنت برای مواقع اضطراری و تهدیدات سایبری
طراحی شده و قرار نیست هر روز اینترنت قطع شود.
وی به توانایی چین در کنترل
اینترنت اشاره می کند و تصریح می کند که آمریکا نیز باید این توانایی را
داشته باشد.
برای دانلود فیلم اینجا را کلیک کنید
* علم کردن چین هراسی ؛ احتمال طراحی یازده سپتامبر سایبری
سناتور لیبرمن
از تدوین کنندگان این لایحه، اینترنت را برای کاربران آن مکانی خطرناک توصیف میکند
که دشمنان میتوانند با استفاده از خطوط الکترونیک تهدیدات امنیتی فراوانی را
متوجه امنیت کشور کنند. یکی از دستاویزهای اصلی تهیه کنندگان این لایحه، حملات
سایبری کاربران چینی است. براساس این ادعا روزانه میلیونها حمله سایبری علیه
آمریکا صورت میگیرد که 98 درصد آنها از چین سازماندهی میشود و برای مقابله با
این حملات باید امنیت را به فضای سایبر بازگرداند. لیبرمن در این خصوص به سیانان
میگوید: "رئیس جمهور و دولت هیچگاه اینترنت را تسخیر نخواهند کرد." لیبرمن در مورد
اینکه آیا طرح او و کالینز با آزادیهای مدنی مغایرتی ندارد، اظهار داشت: "یک
حمله سایبری به آمریکا میتواند همچون یک حمله نظامی ،یا حتی فراتر از آن، به
بانکها، ارتباطات، اقتصاد و حمل و نقل ما آسیب برساند."
وی
برای توجیه این قانون، به اختیاراتی که دولت چین در زمینه اینترنت دارد، اشاره
کرده و اظهار میدارد: "دولت چین میتواند در وضعیت جنگی بخشهایی از اینترنت
خود را قطع کند، ما نیز میخواهیم چنین امکانی را در اینجا داشته باشیم."
به گفته وی، اختیار رئیس جمهور آمریکا در استفاده از این طرح محدود به زمانهایی شده که امنیت سایبری تهدید میگردد و چنین اختیاری بر اساس قانون اعطا شده است.
براساس اطلاعات موجود، 40 درصد از شبکه اینترنت چین که عمدتا ارتباط زیرساختهای حیاتی این کشور را تأمین میکند، اینترنت ملی بوده و امکان حمله به آن از خارج از کشور وجود ندارد و در صورت بروز تهدیدات سایبری، زیرساختهای این کشور از حملات احتمالی مصون خواهد بود.
با توجه به افزایش مطرح شدن تهدید چین به عنوان پایگاه حملات سایبری به آمریکا، و با وجود پیشینه حملات یازده سپتامبر و آغاز جنگافروزی آمریکا برای برقراری نظم نوین جهانی، این احتمال که حملات سایبری پردامنه علیه زیرساختهای آمریکا طراحی و اجرا شود دور از ذهن نیست. با وجود تاکید بسیار مقامات پنتاگون بر آسیبپذیر بودن شبکه برق آمریکا و ایجاد هراس از خاموشی سراسری در صورت بروز حملات سایبری، طراحی یازده سپتامبر سایبری از جمله پیشبینیهای سیاستمداران و کارشناسان بوده است.

با این که براساس آخرین خبرها، "کلید قطع اینترنت" از آخرین لایحه امنیت سایبری حذف شده است٬ کاخ سفید ادعا میکند که بنا بر قانون 1934 که منجر به شکلگیری "کمیسیون ارتباطات فدرال" شد، رئیس جمهور آمریکا همچنان قادر به دخالت در شبکه جهانی اینترنت است. بنا بر این قانون، در صورت بروز "هر گونه شرایط اضطراری یا بحران یا خطری که ملت را تهدید کند"، رئیس جمهور دارای "حق استفاده یا کنترل هر گونه ... پایگاه یا وسیلهای" است. با وجود این که جنبههای بحثبرانگیز از این لایحه حذف شد٬ این لایحه همچنان دربرگیرنده مفاد بسیاری است که نشاندهنده اعطای قدرت گستردهای به رئیس جمهور به نمایندگی از دولت فدرال است. یکی از مفاد این لایحه، این قدرت را به وزارت امنیت داخلی آمریکا میدهد تا از شرکتهای خصوصی در بخشهای خاصی ارزیابی احتمال خطر به عمل آورد و آنان را مجبور به پیروی از فرمانهای گسترده جهت ایمنسازی سیستمهایشان کند.
* کلید هفت
مرحلهای قطع اینترنت
به جز Kill Switch، کلید قطع دیگری برای قطع شبکه جهانی وجود دارد که از هفت کلید یا کارت هوشمند تشکیل شده و در دست گروهی هفت نفره از بریتانیا، ایالات متحده، بورکینا فاسو، ترینیداد و توباگو، کانادا، چین و جمهوری چک است. برای فعال کردن این کلید باید پنج عضو از هفت عضو در پایگاهی در آمریکا گرد هم آیند تا کل سیستم را restart کنند. این کلیدها در واقع کارتهای هوشمندی هستند که هر یک دربرگیرنده بخشی از کلید اصلی DNSSEC (ضمیمههای امنیتی سامانه نام دامنه) است. این برنامه امنیتی زیر نظر"شرکت اینترنتی نامها و شمارههای واگذارشده" یا به اختصار "آیکان" (ICANN) اداره میشود. این شرکت یک گروه نظارتی است که به یک سیستم امنیتی دسترسی دارند٬ سیستمی که جهت محافظت از کاربران در برابر کلاهبرداریها و حملات سایبری طراحی شده است.

نمونه ای از کارتهای هوشمند قطع اینترنت جهان
* بدعت جدید در روابط بین الملل: پاسخ نظامی آمریکا به تهدیدات سایبری
یکی دیگر از اقدامات آمریکا در راهبرد "استراتژي بين المللي براي فضاي سايبر" پاسخ به حملات سایبری است. بر اساس این راهبرد، مسئولیت حفظ امنیت سایبری و شبکههای دولتی به پنتاگون واگذار شده است. طبق این دستورالعمل که باراک اوباما آن را امضا و ابلاغ کرده است، هرگونه اقدام تخریبی علیه سامانهها و شبکههای نهادهای این کشور از سوی هر کشور یا گروه غیر دولتی، اقدام جنگی محسوب شده و نیروهای آمریکایی مجاز خواهند بود با حمله نظامی به کشور مبدأ حملات و یا محل اقامت گروه حمله کننده، پاسخ دهد. اينكه بر مبناي اين راهبرد، چه چيز را مي توان يك حمله ي سايبري ناميد؟ در چه زماني پاسخ نظامي مناسب خواهد بود؟ قواعد درگير شدن و ورود به چنين جنگي كدام است؟ همگی از سوالاتی است که این قانون با خود به همراه داشته و محل اختلاف کارشناسان و دست اندرکاران تهیه این لایحه بوده است. نگاهی اجمالی به تعریف حمله سایبری میتواند در پاسخ به این پرسشها راه گشا باشد.
* حمله سایبری

فرماندهی امنیت سایبری وزارت دفاع آمریکا
* دستورالعملهای وضعیت اضطراری سایبری
در این راهبرد سه دستور العمل عمده برای وضعیت اضطراری سایبری پیش بینی شده است:
- دستور العمل زمان صلح: نیروهای آمریکایی اجازه خواهند داشت با ارسال کدهای رایانهای غیرفعال به شبکههای کشورهای دیگر، سلامت مسیرهای ارتباطی آنها را مورد آزمایش قرار دهند. همین کدهای غیرفعال در صورت بروز درگیری و حمله سایبری، مسیری را در اختیار فرماندهی عملیات سایبر آمریکا قرار میدهد که میتواند از طریق آن حملات سایبری علیه کشور مورد نظر را ساماندهی کند. این دستورالعمل کشورهای متحد و دوست آمریکا را مستثنی قرار میدهد.
- دستورالعمل مقابله به مثل در وضعیت اضطراری: در چنین شرایطی نیروهای آمریکایی مجاز خواهند بود با نفوذ به شبکه دشمن، سرورهای آن را در هر جای جهان غیرفعال کرده و مسیرهای حملات سایبری را مسدود نماید.
- دستور العمل درباره کشورهای بیطرف: حمله کنندگان اغلب برای اینکه ردپایی از خود برجای نگذارند، حملاتشان را از طریق رایانهها و شبکههایی انجام میدهند که نقشی در موضوع ندارند و بی تقصیر محسوب میشوند. در این دستور العمل، نیروهای آمریکایی در صورت اطلاع از عدم مشارکت و تقصیر کشوری در حمله سایبری علیه آمریکا، برای انجام حمله سایبری علیه گروه حمله کننده، از کشور مذکور کسب اجازه مینماید.
البته باید دید در عمل تا چه اندازه این دستورالعملها رعایت میشود و آیا دولت ایالات متحده که در مورد دخالتهای نظامی در دیگر کشورها هم کسب اجازه نمیکند، آیا در مورد دخالت سایبری کسب اجازه خواهد کرد یا خیر؟!
* شبکه برق و بورس آمریکا؛ آسیبپذیر در برابر حملات سایبری
ژنرال الکساندر مدیر آژانس امنیت ملی و فرمانده نیروهای سایبری ایالات متحده با اشاره به احتمال حملات اینترنتی هماهنگ، شبکه برق و بورس سهام آمریکا را از نقاط آسیب پذیر این کشور دانست که امکان از کار افتادن آن وجود دارد. وی اظهار داشت که باید این آسیب پذیریها را در نظر داشته باشیم و مشکلات ناشی از آن را پیشبینی و برای آن چارهاندیشی کنیم.

ژنرال کیث الکساندر فرمانده نیروهای سایبری ایالات متحده که حملات اینترنتی هماهنگ را دور از ذهن نمیداند
به نظر میرسد محدوده امنیت و تأمین آن، امروزه از مرزهای فیزیکی فراتر رفته به فضای مجازی و سایبر رسیده است. آنچه که در آغاز موج بیداری اسلامی در منطقه نیز رخ داد شاهدی بر این ادعاست که فضای مجازی رابطهای مستقیم با امنیت ملی و بقای حکومتها دارد. دولتها در شرایطی که امنیت ملی خود را در خطر ببینند، تمام راههایی را که امکان خدشه وارد شدن به امنیت از طریق آن وجود دارد، مسدود خواهند کرد. دولت آمریکا نیز از این قائده مستثنی نبوده و حرکتی را که از ده سال پیش برای امنیتی کردن فضای کشور و القای ذهنیت ترس و در معرض حمله بودن به افکار عمومی آمریکا آغاز کرده، با بسط آن به فضای سایبر ادامه میدهد. نگرانیهای موجود از اجرای این طرح به یکجانبهگرایی آمریکا و عدم پایبندی این کشور به موازین بین المللی باز میگردد. این که آمریکا چه اقدامی را در فضای سایبر مستحق پاسخ نظامی بداند و یا چگونه میتوان از صحت ادعاهای آنها مبنی بر انجام حملات از کشوری خاص اطمینان حاصل کرد، همگی از نقاط مبهم این قانون است که با توجه به پیشینه سیاه آمریکا، اما و اگرهای بسیاری را بدنبال دارد.

* مخالفان فرضیه Kill Switch
در آن سوی این فرضیه مخالفانی نیز هستند. برخی از مخالفان این فرضیه را ناممکن و برخی دیگر آن را دور از عقل میدانند. پل کوشر، مدیر و دانشمند ارشد مرکز پژوهشی رمزنگاری و یکی از مهندسان پروتکل SSl 3.0 که در زمینه امنیت سابقهای طولانی دارد، بر این باور است که این فرضیه "از یک سو بیمعنی و از سوی دیگر غیرعملی و وحشتناک است." او در ادامه میگوید که کلید قطع اینترنت "یک سلاح بیفایده است... شبکههایی مانند اینترنت در انجام بسیاری از امور نقشی حیاتی دارند. اگر زمانی با یک کلید قطعش کنید منجر به صدمات جبرانناپذیری خواهید شد و بعید بدانم اصلاً از این کار منفعتی ببرید.... شاید من زیادی بدگمان هستم، اما برداشت من این است که این فرضیه ریشه در تکنولوژی-هراسی دارد... من به شما قول میدهم [اگر چنین امکانی وجود یابد] هر هکر نوجوانی سعی خواهد کرد که سر در آورد چگونه آن را فعال کند." وی در جای دیگری از مصاحبه جلوگیری از حمله سایبری با قطع اینترنت را مانند "تلاش برای جلوگیری از یک انفجار به وسیله یک انفجار به مراتب مهیب تر" میداند." "پرسشی که پیش میآید این است که آیا اصلاً شرایطی وجود دارد که کسی بخواهد کل اینترنت را قطع کند؟ ... بنا به دلایل فنی و سیاسی، هیچ لایحهای مشابه با یک "کلید قطع اینترنت" هرگز به امضا نخواهد رسید.

پل کوشر٬ مدیر و دانشمند ارشد مرکز پژوهشی رمزنگاری که فرضیه "کلید قطع اینترنت" را بیمعنی و غیرعملی میداند
ربکا یشکی، عضو بنیاد مرز الکترونیک که هدفش حفاظت از حقوق مصرفکنندگان روی اینترنت است، نیز از جمله مخالفانی است که این فرضیه را غیرعملی میداند. "عملی بودن یک "کلید قطع اینترنت" قابل تردید است. مصر تنها چهار سرویس دهنده اینترنت ((service provider است، حال آن که در این کشور حدود 4000 ISP فعالیت میکنند."
پروفسور دیوید اگرت عضو بخش کامپیوتر دانشگاه نیو هون نیز این فرضیه را رد میکند. "از منظر عملی، خاموش کردن کل اینترنت امکانپذیر نیست." اما در ادامه میگوید " میتوان برخی از شاهراههای ترافیک شبکه را بست... میتوانید بگویید که بسیار خب، دولت میخواهد اکثر رایانههایش بر روی یک شبکه را قطع کند... تازه اگر فرض را بر این بگذاریم که همه افراد داخل سیستم همکاریهای لازم را انجام دهند."
مبارزه با طرح امنیت سایبری و کلید قطع اینترنت در داخل آمریکا - در این کلیپ تبلیغاتی بخشی از کارکرد کلید قطع اینترنت به تصویر کشیده شده و از مردم می خواهد با آن مقابله کنند
برای دانلود فیلم اینجا را کلیک کنید
لزلی فیلیپس، مدیر ارتباطات کمیته امنیت ملی و امور دولتی سنا، بر این باور است که هدف از این لایحه قطع اینترنت نیست و آنهایی که نگرانند مبادا دولت حق آنها را برای آزادی بیان نقض کند در اشتباهند. "این لایحه هیچ ارتباطی با قطع اینترنت ندارد... هدف این لایحه شبکهها، داراییها و حیاتیترین زیرساختارهای ماست... که اگر مورد حمله قرار گیرند تلفات سنگین و خسارات اقتصادی جبرانناپذیری در پی خواهد داشت... دفاع ملی، منابع آبی، شبکههای برق و خدمات مالی و مخابراتی- اینها داراییهایی هستند که این لایحه میخواهد از آنها محافظت کند. [4]
روی دیگر این طرح، حکایت از ناامنی فضای کنونی شبکه جهانی دارد که حتی آمریکا که پایه گذار این ارتباطات است، از خطرات آن مصون نیست و همواره نگرانی از حمله سایبری وجود دارد. راه اندازی شبکههای به مراتب امنتر نظیر اینترانتها، یکی از راهکارهای کاهش خطرات اتصال به شبکه جهانی میباشد که باید به عنوان جایگزینی برای اینترنت، چه در ابتدا برای مواقع اضطراری و در چشماندازی دورتر جایگزین اینترنت، به فکر طراحی و اجرای آن بود.
منابع و مآخذ:
http://www.infowars.com/internet-kill-switch-dropped-from-cybersecurity-bill
http://www.reuters.com/article/2012/04/10/cybersecurity-congress-idUSL2E8FADA020120410
http://thetechjournal.com/internet/a-group-of-seven-people-have-been-made-guardians-of-the-internet.xhtml
www.technologyreview.com/blog/mimssbits/25628
www.morningjournal.com/articles/2011/02/20/news/mj4137534.txt
http://www.wired.com/threatlevel/2011/01/kill-switch-legislation
http://www.redstate.com/neil_stevens/2010/06/28/on-the-obama-cybersecurity-bill
برای مطالعه بیشتر:
1- لایحه امنیت سایبری وزارت دفاع آمریکا
http://www.wired.com/images_blogs/threatlevel/2012/02/CYBER-The-Cybersecurity-Act-of-2012-final.pdf
برچسبها: اینترنت, سایبر, آمریکا, امنیت, فضای مجازی
این روزنامه در ادامه با استناد به گفته مقامات آمریکا و اعراب مدعی شد که فرمانده نیروهای سپاه قدس ایران در ماه ژانویه سال جاری میلادی به طور مخفیانه برای دیدار با رئیسجمهوری سوریه به دمشق سفر کرد و بر دوستی بسیار نزدیک ایران با سوریه تأکید کرد.
با گسترش موج اسلامگرایی و افول جایگاه غرب و متحدانش در منطقه، غرب هجمه خود علیه ایران را که وزن استراتژیکش با تحولات اخیر بیشتر شده است، روز به روز افزایش می دهد. از جمله پروپاگانداهای واشنگتن و همقطارانش ایجاد جنگ داخلی در سوریه و متهم کردن ایران به دخالت در امور داخلی سوریه است. در این میان قاسم سلیمانی نیز به طور مرتب هدف تبلیغات منفی غرب قرار گرفته است. غرب در تلاش است از طرفی ایران و متحدانش در منطقه را تخریب چهره کرده و از طرفی دیگر مخالفان آن را تقویت کند.
وال استریت ژورنال در ادامه گزارش خود نوشت: روز یکشنبه، دولت اوباما اعلام کرد که ارائه تجهیزات ارتباطی به مخالفان سوریه را آغاز کرده است و کشورهای عربی دستمزد مبارزان مسلح را میپردازد.
این روزنامه افزود: در حالیکه فهم دقیق کارکرد داخلی ماشین سیاسی ایران دشوار است، اما نقش قاسم سلیمانی در سوریه نمایانگر این مسئله است که وی در میان مهمترین چهرههایی است که سیاست ایران را اداره میکند.
بر اساس این گزارش، مقامات ارشد آمریکا و اعراب میگویند که این ایده سلیمانی بوده است که برای سالها با مسلح کردن گروههای شبهنظامی شیعه، نیروهای آمریکایی را قتل عام کرده و مورد آزار قرار دهد. فرمانده سپاه قدس بر فعالیتهای ایران در حمایت از گروههایی چون حزب الله و حماس که با اسرائیل مبارزه میکنند، نظارت دارد.
وال استریت ژورنال ادامه داد: اسرائیل به طور آشکار نیروهای سپاه قدس را به زنجیرهای از تلاشها برای ترور دیپلماتهای اسرائیلی متهم میکند. مقامات آمریکایی به طور آشکار ایران و به طور خاص سپاه قدس را متهم میکنند. اکتبر سال گذشته میلادی، وزارت دادگستری آمریکا سردار سلیمانی به نقش داشتن در توطئه بمبگذاری با هدف کشتن سفیر عربستان در رستورانی در واشنگتن متهم کرد که ایران این اتهامات را رد کرده است. مقامات آمریکایی بر این باوند که تأییدیه سلیمانی برای تمامی عملیاتهای سپاه قدس در خارج از کشور لازم است.
بر اساس این گزارش، "موفق الربیعی" مشاور سابق امنیت ملی عراق که در سالهای اخیر سه مرتبه با سلیمانی در تهران دیدار داشته است، میگوید: وی یک متفکر عمیق استراتژیک است و سلیمانی معتقد است که باید برای انقلاب اسلامی ایران شهید شود.
این روزنامه آمریکایی نوشت: به گفته افرادی که با سلیمانی دیدار داشتهاند، این فرمانده سپاه ۵۵ ساله فرد خونسرد و آرامی است. مقامات اطلاعاتی آمریکا و انگلیس زندگی واقعی این ژنرال ایرانی را با شخصیت افسانهای "کارلا" مامور اطلاعاتی شوروی در رمان های دوران جنگ سرد "ژان لو کار" مقایسه میکنند. در حالیکه هر دو استاد شطرنج جهانی هستند، هدف آنها کند کردن پیشرفتهای آمریکا و در عین حال هم تراز شدن با رقبای واشنگتن است.
این روزنامه افزود: سلیمانی همزمان نیز به طور آشکار با برنامهریزان نظامی آمریکایی نیز ارتباط داشته است. در اوایل سال ۲۰۰۸، سلیمانی پیامی را به ژنرال "دیوید پترائوس" فرمانده وقت نیروهای آمریکایی در عراق از طریق "احمد چلبی" سیاستمدار عراقی فرستاد. بنا به گفته یکی از مقاماتی که در این رابطه اطلاع دارد، سلیمانی گفت: ژنرال پترائوس، شما باید بدانید که من، قاسم سلیمانی، سیاست ایران در خصوص موضوع عراق، لبنان، غزه و افغانستان را کنترل میکنم.
وال استریت ژورنال در ادامه به جایگاه وی در زمینه سیاست خارجی ایران اشاره کرد و نوشت: در دست داشتن فرماندهی نیروهای قدس، سهم ویژهای از وظایف را به سلیمانی داده است. مقامات آمریکا و خاورمیانه وظایف وی را شامل موارد زیر میدانند: نافذ اطلاعاتی، استراتژیست سیاست خارجی، دیپلمات، فرمانده نیروهای رزم و برنامهریز عملیاتها.
بر اساس این گزارش، "ریچارد کلارک" سزار مبارزه با تروریسم "بیل کلینتون" و "جرج بوش" میگوید: من سلیمانی را بعنوان یک نخبه شرور (!)میدانم که پشت تمامی فعالیتهایی است که سپاه قدس انجام داده است و در پشت تمامی عملیاتهای گسترش نفوذ ایران نیز قرار دارد.
گزارش فوق ادامه داد: تلاش برای دیدار با سلیمانی به واسطه مقامات ایران در سازمان ملل ناموفق بوده است. تهران هرگونه مشارکت در حمایت از تروریسم بینالمللی یا ارائه تسلیحات برای دولت بشار اسد را رد کرده است. ایران اسرائیل را به نظارت بر ترور ۵ دانشمند هستهای ایران در سالهای اخیر متهم کرده است که این اتهامی است که اسرائیل نه آن را تأیید کرده و نه آنرا رد کرده است.
وال استریت ژورنال به سابقه فرمانده سپاه قدس ایران اشاره کرده و می نویسد: سلیمانی در یک خانواده فقیر در استان کرمان متولد شده است. وی در جوانی قبل از آنکه به سپاه بپیوندد، مشاغل بی اهمیتی انجام میداد."علی آلفونه" که در اندیشکده "امریکن اینترپرایز" در واشنگتن تحقیقات انجام میدهد، میگوید که سلیمانی زمانیکه که در سپاه پاسداران بود، به سپاه قدس پیوست. به گفته آلفونه، سلیمانی در اوایل سالهایی که در سپاه قدس بود، به مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر در آسیای مرکزی و همچنین مبارزه با طالبان افغانستان میپرداخت. سلیمانی پس از کسب شهرت به دلیل مبارزات خود در جنگ ۸ ساله ایران و عراق، در اواخر دهه ۱۹۹۰ فرماندهی نیروهای قدس را برعهده گرفت.
این گزارش می نویسد: حسین موسویان (مذاکره کننده سابق هسته ای ایران) و الربیعی و افراد دیگری که سلیمانی را دیدهاند، او را مذهبی و عملگرا میدانند اما در خصوص تمایل نهایی وی برای صلح با آمریکا اختلاف نظر دارند. موسویان میگوید که این فرمانده ایرانی میخواهد که غرب به نقش تهران به عنوان قدرت خاورمیانه پی ببرد. دیگران، سلیمانی را یک انقلابی میدانند که هرگز دوستی با "شیطان بزرگ" را نمیپذیرد.
یکی از دیپلماتهای وزارت خارجی آمریکا در سال ۲۰۰۹ در بغداد طی اسنادی که توسط ویکیلیکس به دست آورده بود، نوشت: ژنرال پترائوس اشاره کرده بود که ما روزانه به طور میانگین با یک حمله موشکی و بمبگذاری مواجه خواهیم بود.
در این اسناد آورده شده بود: دفعه بعدی که جلال طالبانی با قاسم سلیمانی صحبت کند، به وی احتمالاً درباره نگرانی ما (آمریکا) درباره اقدامات ایران خواهد گفت.
بر اساس این گزارش، علاوه بر طالبانی، دیگر همپیمانان نزدیک دولت بوش از جمله چلبی نیز ژنرال سلیمانی را میشناسند. به گفته "فرانسیس بروک" مشاور سیاستمدار عراق در هفتههایی قبل از حمله آمریکا به عراق، چلبی بین واشنگتن و تهران سفر کرد و به سلیمانی درباره اهداف آمریکا گزارش داد.
با پایان جنگ عراق، نزاع آمریکا با سلیمانی و سپاه قدس به قلمرو جدیدی گسترش یافت. آمریکا به طور آشکار اعلام کرد که ایران تلاش میکند تا همپیمانان آمریکا در یمن، لبنان و بحرین را سرنگون کند. تهران نیز واشنگتن را متهم کرد که به منظور حمایت از منافع انرژی و امنیتی آمریکا، به پشتیبانی از پادشاهان و حاکمان مستبد عربی در خلیج فارس می پردازد.
مرکز این نزاع هماکنون، سوریه است و در این نزاع، برای آمریکا، هدفِ پایان دادن به رژیم اسد، در وهله اول فرصتی برای تضعیف کردن ایران است. دولت اوباما امیدوار است که ناآرامیهای سوریه یادآور جنبش اعتراضی ایران که توسط نیروهای امنیتی ایران در ۲۰۰۹ سرکوب شد، باشد.
یکی از مقامات ارشد آمریکا که در خصوص مسئله سوریه فعالیت میکند، میگوید: سلیمانی بعنوان دشمن آشکار شماره یک در بهار عربی پدیدار شد.
مقامات آمریکایی میگویند که دولت اوباما در تلاش است تا توانایی سلیمانی برای طرحریزی نفوذ در سراسر خاورمیانه را کاهش دهد. وزارت خزانه داری آمریکا سه مرتبه، فرمانده نیروی سپاه قدس را تحریم کرده است. این تحریمها همچنان پابرجا است.
در اکتبر سال گذشته میلادی، "رائول مارک گرخت" جاسوس "سیا" در مقابل کنگره شهادت داد که اگر نقش سپاه قدس در توطئه ترور سفیر عربستان سعودی ثابت شود، آمریکا باید قاسم سلیمانی را مسئول آن بداند و به دنبال او برود و یا او را دستگیر کند یا او را بکشد.
دولت ایران نیز در پاسخ از پلیس بین المللی اینترپل خواست تا گرخت را دستگیر کند و بیش از ۲۰۰ تن از قانونگذاران ایرانی بیانیهای را در حمایت از سلیمانی به امضا درآوردند و وبسایتهای فارسی زبان و گروههای ایرانی کمپینی را با شعار "ما همه قاسم سلیمانی هستیم" راه انداختند.
برچسبها: حاج, قاسم, سليماني, توصيف
قابليت هاي گوناگون رسانه، صاحبان آن را آنچنان طمع ورز كرده كه با عبور از آن اصل و قاعده، حقايق را قلب و مخاطبان را به آن باورمند مي كنند. از اين رو اگر ديده مي شود برخي رسانه ها در نبود ضعف و عيب در فرد و يا پديده اي، عليه آن فضاسازي و هوچيگري مي كنند تا آن فرد و يا پديده در نزد مخاطب مذموم و مقلوب تصور شود، نبايد تعجب كرد، بلكه بايد با دقت و تأمل به حقيقت مسئله رسيد تا فريب رسانه هاي بيمار و مغرض كارگر نيفتد.
طی هفته های گذشته فرمانده و مسئولان سپاه علي بن ابي طالب(ع) استان قم به مناسبت سالروز تأسيس سپاه با آيت الله العظمي مكارم شيرازي ديدار كردند و ايشان براي پاسداران سخنراني كرد و نكاتي را يادآور شد.
پس از آن بود كه برخي رسانه هاي داخلي، خارجي و ضدانقلاب با سوءاستفاده از سخنان آيت الله مكارم شيرازي آن سخنان را با عناوين برداشتي و بسيار منفي و القاكننده منعكس كردند. اين در حالي بود كه آيت الله مكارم شيرازي با ستايش و تمجيد عملكرد سپاه و ارزش و جايگاهش در نظام تذكرات ارشادي كه از مردان دين انتظار مي رود نيز دادند، نگاهي به فرازهاي سخنان آيت الله مكارم در ستايش از سپاه و تذكرات ارشادي به اين نهاد، اغراض سو رسانه ها را كه هدفمند براي سخنان ايشان تيتر زدند بيشتر آشكار مي كند:
1- خار چشم دشمنان؛ «اين مسئله براي همه مسلم است كه سپاه خدمات بسيار ارزشمندي براي نجات و حفظ انقلاب اسلامي و پيشرفت كارهاي جمهوري اسلامي داشته است و الان هم خاري در چشم دشمنان نظام است و دشمنان از وجود سپاه ناراحت و هراسان هستند.»
آيت الله مكارم در فراز فوق پس از اشاره به گذشته پرفروغ سپاه با وجهي زيبا موقعيت كنوني سپاه را نسبت به نظام و دشمنان نظام بيان مي كند: «الان هم ]سپاه[ خاري در چشم دشمنان نظام است و دشمنان از وجود سپاه ناراحت و هراسان هستند.» اتفاقاً برخورد مزورانه برخي رسانه ها با سخنان اين مرجع تقليد درباره سپاه، سند روشن و محكم كلام ايشان درباره سپاه است و نشان مي دهد كه آنها آنقدر از سپاه ناراحت و هراسان هستند كه سخنان حقيقي يك مرجع تقليد را درباره سپاه برنمي تابند و تلاش مي كنند با انتخاب تيترهاي انحرافي ذهن مخاطب را نسبت به سپاهي كه اين مرجع آنگونه از آن تمجيد مي كند، مخدوش سازند.
2- تأكيد بر آموزش هاي ديني و مذهبي؛ «بايد مرتب آموزش هاي ديني و مذهبي داده شود تا روحيه اسلامي و فداكاري ناشي از آن در سپاه محفوظ باشد و اين نمي شود مگر بر اثر آموزش هاي مرتب و اينكه خود فرماندهان رده بالا الگوي ديگران باشد.» چنين توصيه دقيق و هوشمندانه از يك عالم ديني بسيار مغتنم و ارزشمند است به ويژه كه اعتقاد دارد «روحيه اسلامي و فداكاري» در سپاه وجود دارد و اين آموزش ها باعث مي شود تا اين روحيه حفظ شود و باقي بماند.
3- فعاليت دشمن؛ »بايد از آن روز ترسيد كه خداي ناكرده شبهات عقيدتي و مفاسد اخلاقي كه دشمن بر روي آن فعاليت مي كند ولو به صورت كم به سپاه سرايت كند و اميدواريم با بيداري شما هرگز چنين چيزي رخ ندهد و همواره سپاه به همان صورت انگيزه هاي لشكر پيامبر اسلام(ص) باقي بماند.» يكي از وظايف عالمان ديني هوشيار بودن در برابر تحركات اغواگرانه دشمنان است كه براي تضعيف پايه هاي اعتقادي جوامع اسلامي انجام مي گيرد، از اين رو كشف آن و مطلع ساختن ديگران و پرهيز دادن نسبت به آن، عملي ديني و پيشگيرانه است كه همه بايد به آن اهتمام داشته باشند تا غافلگير نشوند.
4- آگاه ساختن نسل جديد سپاه؛ «نسل فعلي كه در سپاه هستند غير از فرماندهان، جواناني هستند كه دوران انقلاب و جنگ را درك نكرده اند و تا ندانند كه اين انقلاب به چه قيمتي به دست آمده قدر آن را نمي دانند، از اين رو لازم است برنامه هايي كه در انقلاب و جنگ بوده به آنها يادآوري شود تا روحيه اوليه كه در سپاه آن زمان بود، به سپاه اين زمان هم منتقل شود.» انتقال تجربيات ذي قيمت دوران انقلاب و جنگ به نيروهاي تازه وارد و جوان، مقوله اي بنيادي و كارشناسانه است كه يادآوري آن از زبان يك مرجع تقليد مي تواند انگيزه را براي بهتر انجام دادن اين كار در حال اجرا، تقويت كند و به عنوان يك سرمايه حمايتي براي سپاه تلقي شود و محفوظ بماند.
5- مكتب هاي عرفاني كاذب؛ «گاهي ممكن است برخي از سپاهيان گرفتار مكتب هاي عرفاني كاذب شوند از اين رو بايد مراقب باشند كه سپاهيان در دام آنها گرفتار نشوند. گاهي شنيده شده كه برخي افراد از بس كه مي خواهند عارف باشند در دام اين مكتب ها گرفتار شدند، مخصوصاً اگر يك فرمانده سپاه در دام يكي از مدعيان كاذب عرفان و عرفان هاي نوظهور غيراسلامي بيفتد و علاقه مند شود اين مسئله خطرآفرين است.»
اينكه سال ها است دشمن تلاش مي كند به هر شكل ممكن با ترويج باورهاي غلط و جذابيت هاي انحرافي، جامعه و بخش هاي خاص آن را از مسير صحيح و حضور در سايه اسلام راستين خارج كند، بر كسي پوشيده نيست. در اين ميان معلوم است كه دشمن براي ضربه زدن به مراكز و نقاط خاص، برنامه ويژه دارد؛ يكي از راه هاي مقابله و خنثي كردن اين برنامه ها هوشياري سازماني و هوشياري است كه افراد دلسوز و مورد اعتماد خارج از سازمان ايجاد مي كنند كه مي تواند در مصونيت سازي، اثر مضاعف داشته باشد.
6- ارتباط با مرجعيت: «سپاه همانگونه كه با رهبر بزرگوار انقلاب ارتباط تنگاتنگ دارد با مرجعيت هم بايد ارتباط داشته باشد. گاهي ديده مي شود در برخي مواقع ارتباط بعضي ها نسبت به مرجعيت تضعيف مي شود. مبادا طوري باشد كه اينها يك طرف قرار گيرند و آنها طرف ديگر.»
سپاه با درس گرفتن از انديشه هاي والا و ناب بنيان گذار جمهوري اسلامي، امام خميني(ره) معتقد است حوزه هاي علميه و مراجع بزرگوار و عالمان پرتلاش دين همواره عامل اصلي حفظ و پويايي اسلام ناب در طول تاريخ بوده اند كه در هر دوره و زماني جريان هاي قدرتمندي با آن خصومت ورزيده و سعي كرده اند آن را از ميان ببرند، از اين رو استمرار اين رويه و سيراب شدن از آن سرچشمه زلال را براي حفظ سلامت جامعه اسلامي و بخش ها و قسمت ها و مراكز تشكيل دهنده آن واجب و ضروري مي داند و با اين اعتقاد است كه اصلي ترين متون آموزشي سپاه برآمده از يافته هاي عالمان ديني حوزه است و هرگاه فرصت و موقعيت ويژه اي پيش آمده شوق و رغبت سپاه براي برگرفتن توشه از محضر بزرگان بيشتر شده و از آن بهره ها برده اند و يقيناً به حول و قوه الهي و به كوري چشم دشمنان، اين روند ادامه خواهد داشت و سپاه هيچ گاه از دامن مراجع بزرگوار، هوشيار و آگاه به مسائل روز و ترفندهاي پيچيده دشمن و حامي نظام اسلامي دست برنمي دارد و پيوسته در پي كسب معارف و پذيراي مواعظ اسلامي و دلسوزانه اين بزرگواران است و همانگونه كه آيت الله مكارم در اين ديدار ابراز داشت: «تذكرات مراجع از سردلسوزي است و ما نيز به سپاهيان عشق مي ورزيم.»
سپاه نيز همين نگاه را به اين آيات الهي و ذخاير گرانسنگ حوزه هاي علميه و ايران اسلامي دارد و رشك برانگيزانه آنها را تكريم مي كند و بزرگ مي شمارد. دشمنان كينه جو و فرصت طلب هم بدانند كه مسئله مرجعيت و رابطه متقابل آن با مردم به مفهوم كلي و اجتماعي آن كه سپاه هم بخشي از آن است، در ايران اسلامي آنقدر محكم و ناگسستني است كه با چنين دسيسه هاي پليدي سست نخواهد شد. ان شاء الله
برچسبها: سپاه, مرجعیت, مکارم شیرازی
برچسبها: آلمان, تهدید, نظامی


عکس کمتر دیده شده از فرزند امام(ره)
